سديد الدين محمد عوفى

28

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

رايت دولت « 1 » به دور شرف او فرق فرقدين « 2 » شد و منجوق او از عيوق برگذشت و السلام « 3 » . [ سلطان سنجر به احترام خواجه امام ابو الفضل كرمانى از اسب آهنگ پايين آمدن كرد تا غاشيهء او را به دوش كشد ] حكايت ( 11 ) آورده‌اند كه سلطان سعيد سنجر رحمة اللّه عليه « 4 » خواجه ابو الفضل كرمانى را عظيم حرمت داشتى و در تبجيل و تعظيم او هيچ « 5 » اهمال نكردى . وقتى او را به رسالت فرستاده بود . چون بازآمد به نفس خويش « 6 » او را استقبال كرد و امام ابو الفضل پهلوى او مىراند « 7 » و سلطان سه‌بار در گوش او سخن گفت ، و خواجه امام مى « 8 » گفت : نه . و چون به وثاق بازشد « 9 » جماعت شاگردان از وى سؤال كردند كه : سلطان با تو چه مىگفت « 10 » ؟ گفت : مرا مىگفت بگذار تا من « 11 » فرود آيم و غاشيهء ترا « 12 » بر دوش گيرم تا مردمان اعتقاد من در حق تو « 13 » بدانند . من مىگفتم « 14 » نشايد ، كه تو اولو الامرى و پادشاه مالك رقابى « 15 » و شكوه ملك را نقصان باشد . و اين از كمال تواضع او بود كه آفريدگار عالم هرروز دولت او را قوىتر مىگردانيد و رايت رفعت او را « 16 » بالاتر مىرفت ، تحقيق قول نبوى عليه السلام كه فرموده است : من تواضع للّه رفعه اللّه « 17 » [ منصور عباسى جنازهء اسحاق ابراهيم عقيل را تا گور بر دوش كشيد ] حكايت ( 12 ) آورده‌اند كه چون اسحاق ابراهيم عقيل در مرحله‌اى كه آن را هاشميه خوانند وفات يافت امير المؤمنين منصور بر جنازهء او حاضر شد « 18 » و بر وى نماز گزارد « 19 » و جنازهء او بر دوش گرفت و تا لب گور ببرد « 20 » . و مردمان را « 21 » از آن عجب آمد كه او دشمن منصور بود و با وى

--> ( 1 ) متن - دولت ( 2 ) متن : فرقد ( 3 ) نسخه بنياد اين حكايت را نياورده است ( 4 ) بنياد - رحمه اللّه عليه . ( 5 ) مپ 2 + دقيقه . ( 6 ) مپ 2 : خود ( 7 ) مپ 2 - و . ( 8 ) متن - مى . ( 9 ) مپ 2 و بنياد : آمد . ( 10 ) بنياد + كه شما ابا مىكرديد . ( 11 ) مپ 2 و بنياد - من . ( 12 ) متن - ترا . ( 13 ) بنياد : در حق تو اعتقاد من . ( 14 ) متن و بنياد + كه . ( 15 ) مپ 2 - و پادشاه مالك رقابى . ( 16 ) مپ 2 - را . ( 17 ) بنياد - و رايت رفعت او . . . رفعه اللّه . ( 18 ) مپ 2 : آمد . ( 19 ) مپ 2 : كرد . ( 20 ) مپ 2 - و تا لب گور ببرد . ( 21 ) متن - را .